بلند ایران توافق بالستیک دولت ترامپ دونالد ترامپ

بلند: ایران توافق بالستیک دولت ترامپ دونالد ترامپ موشک بالستیک خبر بین الملل

گت بلاگز اخبار اقتصادی و بازرگانی چهار سفسطه ذینفعان ارزی

اصلاح سیاست ارزی علاوه‌بر تعلل‌ها و ملاحظات در ساختار بوروکراتیک، از طرف بعضی جریان‌های فکری و اقتصادی، تحت فشار قرار گرفته هست. این گروه‌های فشار با بهره‌گیری

چهار سفسطه ذینفعان ارزی

چهار سفسطه ذینفعان ارزی

عبارات مهم : سیاست

اصلاح سیاست ارزی علاوه بر تعلل ها و ملاحظات در ساختار بوروکراتیک، از طرف بعضی جریان های فکری و اقتصادی، تحت فشار قرار گرفته هست. این گروه های فشار با بهره گیری از مصلحت سنجی های بوروکراتیک، به یک مانع مهم در مسیر واقعی سازی قیمت ارز تبدیل شده است اند. درنتیجه این فشارها در دهه های گذشته، سیاست گذار نتوانسته از یک پارادایم مشخص در حوزه سیاست گذاری ارزی بهره ببرد و گزینش استراتژی مناسب سیاست گذار جهت واقعی کردن قیمت ارز، با کارشکنی های ایشان روبه رو شده است هست. برآیند ادعاها و سخنان این جریان فشار در چهار محور قابل بیان و بررسی هست. «تضعیف پول ملی با زیاد کردن قیمت ارز»، «افزایش سطح عمومی قیمت ها»، «اثرگذاری در رشد صادرات خام فروشی» و «رشد قیمت مواد واسطه ای و زیاد کردن هزینه های تولید» بااهمیت ترین موارد مطرح شده است از سوی گروه مذکور جهت جلوگیری از واقعی کردن قیمت ارز هست.

«دنیای اقتصاد» با استفاده از عمده پژوهش های صورت گرفته در این حوزه و بهره گیری از نظر ها و مطالعات اقتصاددانان برجسته ایرانی و تجربه دیگر کشورها، به این چهار ادعا پاسخ داده هست. پاسخ به ادعاهایی که اگرچه در ظاهر از یک اعتبار علمی بهره می برد، ولی در واقع بازتولید رویکردهای سفسطه آمیز در حوزه قیمت گذاری ارزی است.

چهار سفسطه ذینفعان ارزی

بررسی ها نشان می دهد طی سال های گذشته، گروهی با ارائه بعضی استدلال ها، از اجرایی شدن یک سیاست مناسب ارزی جلوگیری می کنند. بعضی از این افراد، این استدلال ها را در جهت ایجاد نفع شخصی یا گروهی ارائه می دهند و بعضی نیز معتقدند که این دلایل منطقی بوده و با توجه به شرایط کنونی اقتصاد، منطقی محسوب می شود. مجموعه این استدلال ها در حوزه ارزی نیز باعث شده، طی سال های گذشته نتوان یک سیاست مشخص را پیگیری کرد و سیاست های به کار گرفته شده است در این بخش، تحمیلی و کژ دار و مریز بوده هست. در حقیقت این گروه ها، با اعمال فشارها در تنظیم سیاست مشخص ارزی، مانع از شکل گیری یک سیاست ارزی منسجم و پایدار در اقتصاد کشور شده است اند.

این گروه ها معتقدند که به چهار علت «تضعیف ریال در برابر اسعار خارجی»، «رشد تورم به علت زیاد کردن قیمت ارز»، «افزایش هزینه های کالاهای واسطه ای و اوج رفتن هزینه تولید» و «رشد خام فروشی به جای رشد صادرات با ارزش افزوده» واقعی شدن قیمت دلار، در اقتصاد نفع اقتصادی ندارد و حتی در مواردی از کم کردن اسمی قیمت ارز نیز دفاع می کنند. «دنیای اقتصاد» در گزارشی تلاش کرده است که براساس آمارها و مستندات، ادعاهای این گروه را راجع به دفاع از کم کردن اسمی قیمت ارز بررسی کند.

اصلاح سیاست ارزی علاوه‌بر تعلل‌ها و ملاحظات در ساختار بوروکراتیک، از طرف بعضی جریان‌های فکری و اقتصادی، تحت فشار قرار گرفته هست. این گروه‌های فشار با بهره‌گیری

ادعای اول: تضعیف پول ملی

ادعای نخست از سوی منتقدان این است که واقعی کردن قیمت ارز، باعث تضعیف پول ملی در برابر سایر اسعار می شود. استدلال این گروه ها، تنها زمانی است که قیمت برابری ریال در مقایسه با ارزهای خارجی کم کردن پیدا می کند، این در حالی است که حفظ ارزش پول ملی، تنها با کنترل قیمت تورم و اصلاح تولید میسر می شود. بررسی ها نشان می دهد در فاصله سال های 1384 تا 1390، شاخص کل بهای مصرف کننده حدود 5/ 2 برابر شده است هست، این در حالی است قیمت دلار در این مدت تقریبا عوض کردن نکرده بوده هست. این روند در سایه وفور درآمدهای نفتی و عرضه قابل توجه ارز باعث شده است که قیمت دلار در برابر ریال کنترل شود و زمانی که بانک مرکزی از عرضه دلار ناتوان ماند، جهش ارزی باعث شد که واقعیت های نسبت دلار به ریال، آشکار شود. در حقیقت سیاست گذار طی این سال ها، با ایجاد قیمت تورم دورقمی، تضعیف پول ملی را کلید زده بود و تنها آثار این سیاست با محدود شدن تزریق ارزی در سال های 1391 و 1392 آشکار شد. در نتیجه مادامی که قیمت تورم، در سطح زیر 5 درصد پایدار نباشد، نمی توان به شکل مصنوعی ریال را در برابر دلار تقویت کرد. در نتیجه صحبت از تضعیف پول ملی در وقت واقعی شدن قیمت ارز، آدرس اشتباهی دادن به مردم است.

ادعای دوم: زیاد کردن تورم

ادعای دوم راجع به واقعی شدن قیمت دلار، اثر آن بر قیمت تورم هست. بر این اساس مدعیان معتقدند که زیاد کردن قیمت ارز موجب اوج رفتن قیمت تورم خواهد شد. در پاسخ به این عنوان باید تاکید کرد که این حقیقت وجود دارد که قیمت ارز همبستگی بالایی با قیمت تورم مصرف کننده در اقتصاد کشور عزیزمان ایران دارد بنابراین هر تغییری در قیمت ارز در کوتاه مدت می تواند بر سطح عمومی قیمت ها اثر بگذارد. بنابراین باید قیمت ارز در تصمیم گیری جهت نشانه گذاری قیمت تورم مورد تاکید قرار گیرد. ولی متغیری که اقتصاددانان آن را پیشنهاد می دهند، قیمت واقعی ارز به جای قیمت اسمی آن هست. این در حالی است که طی دهه های اخیر، عموما سیاست گذاری روی قیمت ارز اسمی و جهت کنترل قیمت تورم در کوتاه مدت صورت گرفته هست. توصیه دوم، این است که بر اساس بررسی های کارشناسانه، ریشه تورم در اقتصاد کشور عزیزمان ایران بیش از هر متغیری ناشی از سیاست های پولی بوده هست. در این بین، سیاست گذار تنها به وسیله قیمت ارز تحت عنوان یک ابزار اهرمی، قیمت تورم را به آینده موکول می کند. به بیان دیگر، هنگامی که سیاست گذار ابزار مورد نیاز جهت تحقق و کنترل سیاست های پولی را ندارد، از ارز به عنوان یک لنگر اسمی استفاده می کند تا بتواند قیمت تورم را کنترل کند. این در حالی است که در بلندمدت زیاد کردن عرضه پول اثر خود را روی قیمت تورم خواهد گذاشت، کنترل قیمت اسمی ارز تنها باعث خواهد شد که این تورم به شکل فشرده ذخیره شود و با یک محدودیت ارزی، اثر خود را به شکل جهش قیمتی در اقتصاد منعکس کند.

چهار سفسطه ذینفعان ارزی

در حقیقت، در سال های گذشته یک سیاست الاکلنگی در قیمت ارز به کار گرفته شده است هست، هر وقت درآمدهای ارزی زیاد وجود داشته، نسبت ریال در برابر ارزهای خارجی تقویت شده است و زمانی که عرضه ارز محدود شده، به ناچار سیاست گذار نسبت بالای قیمت دلار در برابر ریال را قبول کرده هست. در حقیقت در هیچ وقت نبوده که سیاست گذار به شکل ارادی قیمت ارز را زیاد کردن دهد، در نتیجه استمرار این سیاست باعث شده است که زیاد کردن قیمت دلار و رسیدن به سطح تعادلی، به سیاست گذار دیکته شود. در کنار این موارد، بسیاری از اقتصاددانان برجسته خارج از هیاهوها و جناح بندی مکاتب اقتصادی، کنترل قیمت دلار در بلندمدت را جهت اهداف تورمی، نامطلوب توصیف می کنند. در این خصوص هاشم پسران، یکی از برجسته ترین اقتصاددانان ایرانی اعتقاد است: «بانک مرکزی بر کنترل قیمت تورم به عنوان نشانه طولانی مدت تمرکز و تلاش می کند تا نوسانات روزانه و هفته ای قیمت ریال در برابر دلار را کم کردن دهد، ولی ما باید به این فکر کنیم که کنترل کامل قیمت دلار نه تنها مطلوب نیست بلکه در طولانی مدت نیز ممکن نیست.» در مجموع باید تاکید کرد که راه کنترل قیمت تورم از کنترل قیمت ارز نیست، بلکه راه کنترل نوسانات ارزی، پایدارسازی قیمت تورم در سطح تک رقمی است.

اصلاح سیاست ارزی علاوه‌بر تعلل‌ها و ملاحظات در ساختار بوروکراتیک، از طرف بعضی جریان‌های فکری و اقتصادی، تحت فشار قرار گرفته هست. این گروه‌های فشار با بهره‌گیری

ادعای سوم: رشد خام فروشی

یکی دیگر از ادعاهایی که راجع به زیاد کردن اسمی قیمت ارز مطرح می شود اینکه زیاد کردن قیمت دلار و تضعیف ریال بیش از آنکه باعث رشد صادرات با محصولات ارزش افزوده باشد، باعث رشد خام فروشی در کشور خواهد شد، بنابراین زیاد کردن قیمت ارز تاثیری در صادرات محصولات تولیدی ندارد و تنها صادرات خام فروشی را تقویت می کند. پرسش مهم مطرح شده است در پاسخ ادعای مذکور، این است که آیا با کم شدن قیمت ارز، صادرات مواد خام فروشی متوقف می شود یا حتی کم کردن خواهد یافت؟ آیا در سال هایی که قیمت ارز به شکل دستوری ثابت نگه داشته شده است بود، این سیاست به زیاد کردن صادرات تولیدمحور کمکی کرده است؟ آمارها نشان می دهد که از سال 1387 تا سال 1389 میزان صادرات سنگ آهن از 7/ 5 میلیون تن به حدود 1/ 18میلیون تن رسیده هست. در حقیقت به فاصله دو سال این میزان به بیش از سه برابر رشد کرده هست، این در حالی است که میانگین بهای آزاد دلار در سال 1387 معادل با 966 تومان بود که در سال 1389 به 1044 تومان رسیده هست. در حقیقت قیمت ارز اسمی زیاد کردن 8 درصدی داشته، ولی قیمت ارز واقعی کم کردن 16 درصدی را ثبت کرده هست. در نتیجه با کم شدن قیمت ارز واقعی نیز مشاهده می شود که میزان خام فروشی یک کالا طی دو سال به بیش از سه برابر رسیده هست. کارشناسان معتقدند که اتفاقا یکی از دلایلی که صادرات کشور عزیزمان ایران همواره مبتنی بر خام فروشی بوده «ریال قوی» بوده هست. ریال نیرومند قدرت مسابقه را از انبوهی از صنایع ما گرفته است و تنها جایی که می تواند صادرات، اقتصادی باشد، در منابع زیرزمینی هست. ریال نیرومند اجازه رشد تولید داخل و رقابتی شدن صنایع و اقتصادی شدن صادرات را نمی دهد، بنابراین افرادی که که اصرار به تقویت ریال دارند، در حقیقت حامی اوضاع موجود و محدودشدن صادرات به خام فروشی هستند.

چهار سفسطه ذینفعان ارزی

نکته قابل تامل این است که واقعی کردن قیمت ارز هم وقت را جهت صادرات مواد خام و هم وقت را جهت صادرات با ارزش افزوده فراهم می آورد. ولی در صورتی که فضای کسب و کار جهت تولید مهیا باشد، صادرکننده استراتژی خود را جهت خام فروشی عوض کردن می دهد. این روند، فارغ از تغییرات قیمت ارز هست. حتی با ثابت نگه داشتن قیمت ارز نمی توان استدلال کرد که صادرات از سطح خام فروشی کم کردن یافته و تنها محصولات با ارزش افزوده اوج صادر می شود، بنابراین اگر سیاست گذار به دنبال صادرات تولید محور هست، باید در وهله نخست شرایط را جهت اصلاح فضای کسب و کار ایجاد کند و از سوی دیگر، قوانین دست و پاگیر جهت فعالیت تولیدکنندگان و شرکت های خارجی در داخل کشور را عوض کردن دهد. در این خصوص بعضی معتقدند که زیاد کردن قیمت ارز به هیچ وجه موجب زیاد کردن صادرات نخواهد شد، این در حالی است که این گروه در خصوص رشد بالای خروج از سرمایه به علت تثبیت قیمت ارز، نتوانسته اند استدلال و ادله دقیقی ارائه دهند.

ادعای چهارم: زیاد کردن هزینه مواد واسطه ای

برخی مدعیان کم شدن قیمت ارز معتقدند که در شرایط کنونی زیاد کردن قیمت ارز سیاست درستی تلقی نمی شود به علت اینکه بسیاری از تجهیزات (مانند ماشین آلات و سخت افزارها) و مواد تولیدی، به خصوص در بخش کشاورزی و معدنی، وارد کشور می شوند، با زیاد کردن قیمت دلار قیمت تمام شده است در این کالاها با زیاد کردن روبه رو خواهند شد و هزینه صادرات را نیز زیاد کردن خواهد داد. بررسی ها نشان می دهد که این استدلال را نیز نمی توان به عنوان یک علت بدون عیب جهت پایین نگه داشتن قیمت ارز عنوان کرد. در 15 سال اخیر، ثابت نگه داشتن قیمت ارز اسمی باعث شده است کالاهای وارداتی جایگزین تقاضا از محصولات داخلی شود و در نتیجه بسیاری از تولیدکنندگان که در زنجیره میانی تولید قرار داشتند، عملا از صحنه مسابقه خارج شوند.

این سیاست، باعث شده است بود که این علامت به تولیدکنندگان داده شود که میزان واردات کالاها و مواد اولیه و میانی، همواره پرمنفعت تر از تامین آن از کالاهای مشابه داخلی بوده هست. در واقع تثبیت قیمت ارز، یارانه ای بود که به واردات داده شد تا عملا قدرت مسابقه صنایع داخلی تضعیف شود. در شرایط کنونی استمرار این سیاست، می تواند این علامت را به تولیدکنندگان بدهد که در آینده نیز واردات با توجه به کم کردن واقعی قیمت ارز، حمایت خواهد شد. این عنوان صحیح است که هزینه تولید با زیاد کردن قیمت ارز زیاد کردن می یابد، ولی به علت اینکه قیمت کالای داخلی نسبت به کالای مشابه خارجی به واسطه زیاد کردن قیمت ارز کمتر رشد می کند، تقاضا جهت کالای داخلی زیاد می شود و بازهم تولید داخلی که نیاز به کالای واسطه خارجی دارد، از تضعیف ریال، بهره می برد. به نظر می رسد در شرایط کنونی تنها انحصارگران، از زیاد کردن قیمت ارز ابراز نگرانی می کنند. بعضی از تولیدکنندگان به علت اوج بودن تعرفه، این اطمینان را دارند که در هیچ شرایطی کالای خارجی امکان مسابقه با محصولشان را ندارد، ولی این گروه به علت زیاد کردن هزینه های تولید به علت زیاد کردن قیمت ارز،مانع از حقیقی شدن قیمت دلار می شود.

از سوی دیگر، بررسی ها نشان می دهد که سهم هزینه های وارداتی در تولید محصول در صنایع متفاوت متغیر است و نمی توان به علت حمایت از یک صنعت خاص که ارزش قابل توجهی در تولید اقتصادی و اشتغال زایی ندارد، از استمرار یک سیاست اشتباه حمایت کرد. اگر یک کارگاه تولیدی به شکلی عمل می کند که با رشد قیمت ارز، حدود 90 درصد به قیمت محصول آن افزوده می شود، در حقیقت این کارگاه عملا ارزش افزوده ای بر روی کالا ایجاد نمی کند و حمایت از آن نمی تواند به نفع کل اقتصاد باشد، در نتیجه تنها عامل بقای این صنایع، بهره گیری از یارانه ای است که به واسطه ثابت نگه داشتن قیمت ارز، جهت آن به وجود آمده هست. همچنین به عنوان توصیه تکمیلی بر اساس ارزیابی هایی که مرکز پژوهش های مجلس از 232 تشکل اقتصادی در سراسر کشور از مولفه های ملی محیط کسب و کار در کشور عزیزمان ایران انجام داده هست، «مشکل دریافت تسهیلات از بانک ها»، « ضعف بازار سرمایه در تامین مالی تولید» و «وجود مفاسد اقتصادی در دستگاه های حکومتی» بااهمیت ترین چالش های کسب و کار عنوان شده است هست. در نتیجه تغییرات و نوسانات ارزی، در این بررسی ها به عنوان چالش های مهم کسب و کار مطرح نشده است.

سوفیست کیست؟

سوفسطایی یا سوفیست در لغت به معنای استاد، دانشور و زبردست هست. کسی که در امور زندگی هوشمند و زیرک هست. در یونان باستان آموزگاران فلسفه را سوفسطایی می گفتند. اینان از شهری به شهر دیگر می رفتند و جوانان را دور خود جمع کرده و در ازای حق الزحمه به تدریس می پرداختند. سوفسطائیان اشتباه به و جدل و دیگر فنونی را که جهت موفقیت های اجتماعی و سیاسی مورد نیاز بود، به شاگردانشان می آموختند سوفسطائیان به علت نگاه تاریخی به تاریخچه۵۰۰ ساله گذشته فلسفه در یونان، به این پرسش اساسی برخورد کردند که: «چرا بعد از گذشت این همه زمان، هنوز معیاری جهت حقیقت مشخص نشده است» و جهت حقیقت ۳ حالت قائل شدند: 1- حقیقتی وجود ندارد. 2- حقیقت وجود دارد، ولی قابل آشنایی نیست. 3- حقیقت ای وجود دارد، جهت عده ای قابل آشنایی هست، ولی قابل انتقال نیست.

به این دلایل، آنها جزو کسانی بودند که به قسمت اعظم بحث معرفت شناسی، یعنی «امکان معرفت» پرداختند. در نتیجه سوفسطائیان، قائل به این امر شدند که بحث بر سر حق و حقیقت بی فایده است و بهتر است به رتوریک(Rhetoric) یا فن بیان و خطابه بپردازند. از آنجایی که خطابه و فن بیان در آن سرنوشت به دلایل «دعواهای حقوقی بی شمار یونانیان» و «رسیدن به صدارت» بسیار مهم بود، آنها هر لحظه مشتریانی جهت آموزش داشتند.

اما به تدریج، بر اثر افراط بعضی از این آموزگاران، این واژه معنای دیگری پیدا کرد. آنها به حقانیت و صدق و کذب ادعا کاری نداشتند؛ بلکه تنها می درخواست کردند به شاگردانشان آموزش دهند که چطور باید در مناظره ها به هر صورت ممکن، حریف را مغلوب کرد. در نتیجه، سوفسطائیان در عامه به بی صداقتی فکری و سفسطه گری بدنام شدند. در این معنا، سوفسطایی به کسی می گفتند که با چرب زبانی و مغلطه، از آنچه می دانست ناراست هست، به قصد فریفتن دیگران علت می آوردند و نتیجه می گرفتند. با این وجود بسیاری از بزرگان سوفسطائیان چون پروتاگوراس، تنها فیلسوفانی شکاک بودند که مفاهیم اولیه معرفت شناسی را طرح ریزی می کردند و به هیچ وجه سوفسطایی در معنای سفسطه گر و فریب کار نبودند.

یکی از تفاوت های سوفیست ها با فیلسوفان آن دوره در این بود که علی رغم آنان بابت آموزش هایشان پول دریافت می کردند که گویا در بعضی موارد مقدار هنگفتی می شده است هست. سوفیست ها جهت پیدا کردن شاگردهای تازه مدام در یونان در حال سفر بودند. آنان نخستین کسانی بودند که در یونان بابت آموزش دستمزد دریافت می کردند. شاید اگر این عنوان نبود و افلاطون و ارسطو هم بر آنان کمتر خرده می گرفتند فلسفه و آموزش های آنان وجهه بسیار بهتری در طول تاریخ داشت. در نظر افلاطون سوفیست کسی است که دانش و خرد خود را جهت مقدار کمی پول می فروشد. ارسطو نیز نظر بهتری از افلاطون در باره آنان ندارد و می گوید: سوفیست کسی است که با تظاهر به دانش و خرد کسب درآمد می کند.

واژه های کلیدی: سیاست | کنترل | صادرات | اخبار اقتصادی و بازرگانی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz