بلند ایران توافق بالستیک دولت ترامپ دونالد ترامپ

بلند: ایران توافق بالستیک دولت ترامپ دونالد ترامپ موشک بالستیک خبر بین الملل

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری وقتی موسیقی به جان خودش می‌افتد

از همراهی من با موسیقی پاپ، حالا دو دهه گذشته هست؛ از بیست و چند سالگی تا چهل و چند سالگی. در این دو دهه به اقتضای سن و سالم، با شرایط معنوی و رفتاری متفاوتی زن

وقتی موسیقی به جان خودش می‌افتد

وقتی موسیقی به جان خودش می افتد

عبارات مهم : ترانه

از همراهی من با موسیقی پاپ، حالا دو دهه گذشته هست؛ از بیست و چند سالگی تا چهل و چند سالگی. در این دو دهه به اقتضای سن و سالم، با شرایط معنوی و رفتاری متفاوتی زندگی کرده ام؛ یک روزنامه نگار ماجراجو، حالا تبدیل شده است به ترانه نویسی پرکار که شاید به تناسب سن و سال و تجربه اندوزی هایش، دیگر به دنبال دردسر نیست!

وقتی موسیقی به جان خودش می‌افتد

حتی اگر قلباً به ترانه، “عِرق” نداشته باشم، به موسیقی احترام می گذارم، چون برایم منبع اعتبار و آرامش و درآمد بوده هست. گرچه دنبال دردسر نمی گردم ولی نسبت به موسیقی “بی غیرت” هم نیستم!

در چند سال اخیر، بارها با این انتقاد مواجه شده است ام که آیا نسبت به لغو غیرقانونی بعضی کنسرت ها، سکوت می کنم. دوستانی که میل به دارند من به عنوان روزنامه نگار یا ترانه نویس، به حوزه کنسرت های لغو شده است ورود کنم، جهت ترغیبم به ابراز واکنش، بحث به خطر افتادن موسیقی را مطرح می کنند و می گویند: “با فشار به کنسرت ها، حیات موسیقی پاپ به مخاطره می افتد”.

از همراهی من با موسیقی پاپ، حالا دو دهه گذشته هست؛ از بیست و چند سالگی تا چهل و چند سالگی. در این دو دهه به اقتضای سن و سالم، با شرایط معنوی و رفتاری متفاوتی زن

و من همیشه، یک توضیح ثابت دارم که: “نخیر، این تهدیدها نمی توانند ریشه موسیقی پاپ را بخشکانند و اتفاقاً در کلیت مساله، باعث حمایت زیاد مردم از موسیقی و همبستگی بالاتر اهالی موسیقی می شوند”!

همواره گفته ام که: “موسیقی را فقط اهالی موسیقی می توانند از بین ببرند. اصلاً جهت از بین بردن هر پدیده ای، باید از فلز ِ خودش استفاده کرد! همچنانکه هیچ جریان ضدمذهبی، نتوانسته به اندازه مذهبیون افراطی و کج فهم به مذهب ضربه بزند”!

سال ۹۷ جهت موسیقی پاپ، ملتهب شروع شده است و براساس تجربه بیست ساله ام، شاید جزو معدود دفعاتی است که جهت حیات و تاثیرگذاری موسیقی احساس خطر می کنم.

وقتی موسیقی به جان خودش می‌افتد

“دیگرانی” که منتظر بودند تا موسیقی به جان موسیقی بیفتد و از آب گل آلود ماهی بگیرند، این روزها حالشان خوب است! آنها منتظر کوچکترین بهانه ای جهت به هم زدن بساط موسیقی بودند و در همین راستا، آنچه یک خواننده غیرمجاز و کم سن و سال، راجع به فساد مالی جهت حضور در برنامه ای تلویزیونی گفت، میلیون ها برابر زیاد از حرف های مصلحانه اساتید موسیقی، بُرد و تاثیر ایجاد کرد و باعث شد در شرایطی که رسمی ترین شبکه صدا و سیما (شبکه یک تلویزیون) ترانه ای با صدای ابراهیم تاتلیس را پخش کرد، شبکه نسیم به عنوان شبکه ای که هویتش را از تفریح و سرگرمی سازی می گیرد، مانع از پخش صدای حمید عسکری و مهدی احمدوند در بخش هایی از برنامه پرطرفدار “دورهمی” شود!

ضربه جدیدتر به موسیقی، به وسیله یک گروه پرجمعیت که بین آنها اسامی انبوهی ادیب و ترانه سرای درجه یک نیز به چشم می خورد، بر پیکر آن وارد شده است هست. ضربه ای به مراتب سهمگین تر از ادعای یک خواننده راجع به فساد یک برنامه تلویزیونی! ضربه ای که نخستین پیامدش، بدترین پیامد ممکن است: از بین بردن اعتماد، آن هم اعتماد عمومی.

از همراهی من با موسیقی پاپ، حالا دو دهه گذشته هست؛ از بیست و چند سالگی تا چهل و چند سالگی. در این دو دهه به اقتضای سن و سالم، با شرایط معنوی و رفتاری متفاوتی زن

حمید هیراد را نمی شناسم. با این وجود شک ندارم تخلفی که به وسیله او صورت گرفته، ریشه در کم تجربگی، سهل انگاری و ناآگاهی اش دارد و از یک خباثت عامدانه شکل نگرفته هست. ولی برخوردی که ما جهت تنبیه او گزینش کرده ایم، بیش از آنکه به زیان حمید هیراد تمام شود، به ضرر موسیقی خواهد بود.

در بدترین شرایط، با پیروزی قطعی معترضان به او؛ موسیقی ما، بازهم به شرایط “بی حمید هیراد” خواهد رسید! ولی اعتمادی که نسبت به موسیقی سلب خواهد شد، غیرقابل جبران است.

وقتی موسیقی به جان خودش می‌افتد

از آنهایی که “شعر” را با تمام شعور ممکن درک کرده اند، انتظار برخوردهای شاعرانه تری می رفت و می رود!

دنیای شعر، دنیایی فراتر از شعر شنیدن و شعر گفتن و بررسی تطبیقی سروده های این و آن است!

برای حمید هیراد، یک جایگاه بزرگ اجتماعی به وجود آمده و او درست یا غلط، به عنوان صورت ای محبوب، “مطرح” شده است هست. تردید نکنید که او بدون اوج و پایین کردن ناشیانه چند بیت از سروده های دیگران نیز، شهرت و منزلت عمومی پیدا می کرد! در موسیقی ما، تعداد آنهایی که حتی “هیچ” هم نمی شوند و هیچ نقطه ای از روح و روان مخاطب را فتح نمی کنند، فراوان است! می شد با کسی که در میان یک لشکر خواننده شکست خورده، به جایگاهی مناسب دست پیدا کرده، مقداری مهربان تر برخورد کرد!

می شد لااقل در فضای شعر و شاعری به رسواکردن و به تمسخر کشیدن دیگران، روی نیاورد و همه چیز را به دست عدالت سپرد و یا لااقل جهت رسوا کردن یک خواننده بیست و چند ساله، تا زمانی که سیستم قضایی تصمیم نگرفته، ساکت ماند.

موسیقی، از نخستین روزهای سال تازه با خطری بزرگ مواجه شده است که جهت خروج از آن، به ظرافت خاصی نیاز دارد. می ترسم همان سناریویی که باعث شد با اتفاقات ناگوار جهت چند صورت حاضر در مسابقه تلویزیونی “مردان آهنین” و بزرگ نمایی آنها، ورزشکاران این رشته موقعیت قبلی خود را بین مردم از دست بدهند، این بار جهت موسیقی تکرار شود.

اگر مخاطب به این باور برسد که در فضای فعلی موسیقی، یکی از تهیه کننده ها جهت دعوت از خواننده ها به یک برنامه تلویزیونی “پول” می گیرد، یکی از مطرح ترین خواننده های چند سال اخیر، سارق ادبی است و گروهی از ترانه سرایان باذوق چنین بی رحمانه به جان خواننده ای جوان می افتند و قبل از محکمه، برایش مجازات تعیین می کنند، چه بسا تمام علاقه اش به موسیقی را از دست بدهد!

درباره دردها و ظلم هایی که در موسیقی وجود دارد، به کسی چیزی نگوییم. در فضای بیرون از موسیقی، خیلی ها جهت نابودی ما انتظار می کشند!

با نورسیده هایی مثل حمید هیراد که راه جذب مخاطب را به صورت عجیبی بلدند، مهربان تر باشیم. آنها را اصلاح کنیم. او، به هر حال جزوی از موسیقی ماست و اگر خودمان را جزوی از موسیقی بدانیم، جزوی از ماست. پیچ و مهره های اعتماد مردم را به صنف موسیقی شُل نکنیم! هوشمندانه به این فکر کنیم که از ابعاد مثبت کاراکتری که عوام به او دوستی پیدا کرده اند، چگونه می توان جهت هنرمندشدن یا هنرمندترشدن بهره گرفت و او را اوج یا بالاتر برد. نظامی ها، سیاسیون، ورزشی ها و اهالی سینما، هنگامی که یکی از میان خودشان، بین مردم به جایگاه مهمی می رسد، جهت در اوج ماندن او همه کار می کنند؛ چون به این بلوغ رسیده اند که قله نشینی او، قله نشینی یک جامعه صنفی هست. موسیقی را نیز به این مرتبه برسانیم.

و دو توصیه دیگر:

یک- نقد تند و تیز مقوله های هنری، در صدا و سیما استمرار چندانی پیدا نمی کند و باعث می شود با برچیده شدن برنامه ها، عملاً تریبون هایی که جهت نقدهای آرام و مودبانه وجود دارد را نیز از دست بدهیم. شما را ارجاع می دهم به نقدهای افراطی برنامه “هفت” که وقت عرض اندام سینمای کشور عزیزمان ایران در یک برنامه پرطرفدار تلویزیونی را به باد دادند و تعطیلی این برنامه را رقم زدند.

دو- اینکه تصور کنیم با از بین بردن حمید هیراد و امثال او، موسیقی به اتمسفر گذشته (یعنی همان جایی که ما در آن گیر کرده ایم!) بازخواهدگشت، یک اشتباه محاسباتی بزرگ است!

علی بحرینی/ سایت موسیقی ما

واژه های کلیدی: ترانه | کنسرت | اعتماد | برنامه | موسیقی | خواننده | اهالی سینما | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz